مغالطه عوالم انرژی
فلاسفه غرب سخن ار جهان های دیگر انرژی یا عوالم انرژی متعدد دیگر میکنند / که این موضوع به دانشمندان علم نجوم تیز سرایت کرده است / این سخنان مغالطه است / چرا / چون اگر عالم های انرژی شماره 1 و2و3و...... داشته باشیم / اولا باید یک مرزی برای عالم انرژی که در آن هستیم قایل باشیم که آنرا میشناسیم / در حالیکه حدود آنرا نمیشناسیم و نمیدانیم کجاست / تا عوالم شماره 2 و 3 و..... را مرز بندی کنیم / دوما اینکه انتقال از عالم انرژی که در آنیم به عالم انرژی شماره 2 چگونه میسر است ؟ / انتقال از عالمی به عالم دیگر جز با مرگ امکان پذیر نیست / و مرگ انسان در عالم انرژی ورود او به عالم برزخی است نه عالم انرژی شماره 2 / بنابراین این نشان میدهد که عوالم انرژی وجود ندارند / بلکه یک عالم انرژی بیشتر نداریم که در آنیم / و با مرگ انسان به عالم برزخ منتقل میشود /















گذری بر دین شریعت و خلقت نگاهی نو به این سه مقوله است/ بطور خلاصه دین اسلام است یعنی تسلیم بودن بخدا و صلح خواهیست/ و شریعت راهیست بسوی دین یا اسلام / و خلقت شامل عوالم بینهایت است / و انسان در خلقت عالم انرژی بسر میبرد و علم بشر نیز محدود در عالم انرژی است/ وجود هستی مقدری است و وجود خالق مطلق / هستی مقدر از عدم مقدر خلقت شده است/ عدم مقدری راهی در خالق مطلق ندارد/ منطق صوری ارسطویی منطق دوگانه ثنویتی است که توحید را با شرک مخلوط میکند که نتیجه آن باطل است / بهائیان با تحریف تعریف نبی و رسالت که در تضاد با قرآن است رسالتی جعلی برای بهاالله قائلند / دین در انسان مانند فطرت خلقیست / اما انسان صاحب عقل و اختیار است تا دین یا اسلام را اجباری انتخاب نکند بلکه از روی فهم و درک و اختیار باشد / دین و اسلام در انسان هم تکوینی در فطرت است و هم تدوینی در کتب الهی آسمانی بوسیله پیامبران الهیست تا راهنمای اندیشه عقل او باشند / اصول خلقت بر پایه اصول دین یعنی توحید بعثت امامت عدالت و معاد میباشد/ این اصول در کل هستی مستتر است / ابلیس وجودی توحیدی دارد که اگر نداشت وجود نداشت / اما همین ابلیس با خلقت توحیدی که دارد از روی اختیار تضاد با خدا را درباره خلقت انسان را اختیار نموده است/ این تضاد یک تضاد بیرونیست نه درونی / انسان نیز تضاد درونی ندارد بلکه همه تضاد های او بیرونیست / تضادهای انسان با خدا و مردم عامل نفوذ شیطان بعنوان عامل بیرونی میباشد / اما در باب اثبات خدا میتوان گفت که علوم حاکم بر هستی که قبل از آفرینش انسان بوده است آیا تصادفی کشف شده یا بوسیله هوشمندی بشر کشف شده است؟ / بدون تردید پاسخ آن هوشمندی بشر بوده است / حال تکوین چنین علومی در هستی تصادفی بوده و یا خالقی ابر هوشمند آنرا تکوین و ایجاد نموده است ؟ / قطعا و بدون تردید پاسخ آن وجود خالقی ابر هوشمند خواهد بود / بنابراین به اثبات وجود خدا میرسیم/ و جامعه توحیدی جامعه ای است که پندار توحیدی گفتار توحیدی و کردار توحیدی را بروز دهد/ چنین جامعه ای منطق توحیدی دارد که اساس هستی میباشد/ به استناد آیه 44 سوره اسرا هستی اسلام دارد یعنی هستی تسلیم خداست و در حال حمد و ستایش خداست / بنابراین اسلام و دین سامانه هستی است و کل خلقت اسلام و دین تکوینی دارند/