دین های بشر ساخته
دین واحد است / چیزی بنام دین یهود یا دین عیسی یا دین محمد نداریم / در دین تکثر یا پلورالیزیم نداریم و دین واحد است و این دین واحد اسلام یا تسلیم بودن بخداست / این چنین دینی سامانه هستی است / یعنی تمام هستی اسلام دارند و تسلیم خدایند و او را حمد و ستایش میکنند / دین یهود نداریم اما شریعت موسی داریم / دین عیسی نداریم اما شریعت عیسی داریم / دین محمد نداریم اما شریعت محمد داریم / دین و اسلام در همه پیامبران واحد بوده است / اما دین هایی داریم بشر ساخته که در واقع دین نیستند بلکه آیین و مله هستند / اما رایج شده بنام دین / مثل دین بودا یا دین بهائیت یا دین شیطان و امثالهم / اینها دین نیستند چون سامانه هستی نیستند /بنابراین دینی که در سامانه هستی عام نیست دین نیست بلکه مله و آیین انسانهاست / دین های بشر ساخته هرگز به اندازه اسلام وسعت و گسترش ندارند و دین نیستند/ دین های بشر ساخته در بین عده قلیلی از انسانها وجود دارند اما دین اسلام در سراسر هستی و در همه پدیده ها و موجودات و فرشتگان الهی گسترش دارد و عام است / لذا نام گذاشتن دین بر روی مله ها و آیین های بشری کاری نادرست است /












گذری بر دین شریعت و خلقت نگاهی نو به این سه مقوله است/ بطور خلاصه دین اسلام است یعنی تسلیم بودن بخدا و صلح خواهیست/ و شریعت راهیست بسوی دین یا اسلام / و خلقت شامل عوالم بینهایت است / و انسان در خلقت عالم انرژی بسر میبرد و علم بشر نیز محدود در عالم انرژی است/ وجود هستی مقدری است و وجود خالق مطلق / هستی مقدر از عدم مقدر خلقت شده است/ عدم مقدری راهی در خالق مطلق ندارد/ منطق صوری ارسطویی منطق دوگانه ثنویتی است که توحید را با شرک مخلوط میکند که نتیجه آن باطل است / بهائیان با تحریف تعریف نبی و رسالت که در تضاد با قرآن است رسالتی جعلی برای بهاالله قائلند / دین در انسان مانند فطرت خلقیست / اما انسان صاحب عقل و اختیار است تا دین یا اسلام را اجباری انتخاب نکند بلکه از روی فهم و درک و اختیار باشد / دین و اسلام در انسان هم تکوینی در فطرت است و هم تدوینی در کتب الهی آسمانی بوسیله پیامبران الهیست تا راهنمای اندیشه عقل او باشند / اصول خلقت بر پایه اصول دین یعنی توحید بعثت امامت عدالت و معاد میباشد/ این اصول در کل هستی مستتر است / ابلیس وجودی توحیدی دارد که اگر نداشت وجود نداشت / اما همین ابلیس با خلقت توحیدی که دارد از روی اختیار تضاد با خدا را درباره خلقت انسان را اختیار نموده است/ این تضاد یک تضاد بیرونیست نه درونی / انسان نیز تضاد درونی ندارد بلکه همه تضاد های او بیرونیست / تضادهای انسان با خدا و مردم عامل نفوذ شیطان بعنوان عامل بیرونی میباشد / اما در باب اثبات خدا میتوان گفت که علوم حاکم بر هستی که قبل از آفرینش انسان بوده است آیا تصادفی کشف شده یا بوسیله هوشمندی بشر کشف شده است؟ / بدون تردید پاسخ آن هوشمندی بشر بوده است / حال تکوین چنین علومی در هستی تصادفی بوده و یا خالقی ابر هوشمند آنرا تکوین و ایجاد نموده است ؟ / قطعا و بدون تردید پاسخ آن وجود خالقی ابر هوشمند خواهد بود / بنابراین به اثبات وجود خدا میرسیم/ و جامعه توحیدی جامعه ای است که پندار توحیدی گفتار توحیدی و کردار توحیدی را بروز دهد/ چنین جامعه ای منطق توحیدی دارد که اساس هستی میباشد/ به استناد آیه 44 سوره اسرا هستی اسلام دارد یعنی هستی تسلیم خداست و در حال حمد و ستایش خداست / بنابراین اسلام و دین سامانه هستی است و کل خلقت اسلام و دین تکوینی دارند/